تبليغاتX
التپه ، پیوند تاریخ و طبیعت

تقریبا کسی نیست که نخواهد تناسب اندام خود را حفظ نماید و یا اگر از افزایش وزن رنج می برد از این مشکل مزمن خود رهایی یابد ولی مشغله های زندگی باعث می شود که خیلی از افراد بویژه در زندگی شهری از رسیدن به این آرزو ناامید می گردند چرا که حفظ و کنترل وزن را  مستلزم وقت اضافی و خیال راحت می دانند. امیدوارم بعد از خواندن پیشنهادات ذیل برای انجام آنها در طول این ماه تشویق شوید. یا حداقل تعدای از آنها را در زندگی خود اجرا کنید.با رعایت این موارد وزنتان کاهش پیدا خواهد کرد و انرژی بالایی خواهید داشت. علاوه بر آن که کیفیت زندگی و توان انجام کارهای روزمره در شما بهبود خواهد یافت.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاسم قاسمی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:0 |

از اون ور بگیرم بیارم این ور، نه اون ور بهتره  .. این پیرهن یعنی قشنگه ، اون چهار خونه بهتر بود ها  .. لعنتی چقدر قیمت این گوشی ها رفته بالا ، اون موقع ارزون بود نگرفتم؛ حالا رسیده به توت فرنگی ببین چقدر اومده پایین .. راستی  حمید چرا گوشیش الان چند روزه خاموشه ، اتفاقی براش نیافتاده باشه .. رفیق هم مثلا ماییم ، نمی دونم خزان چی برام گرفته که هی می گه برات سوغاتی گرفتم ، خب بگیر بده دیگه ..

-          آقای قاسمی ، آقای قاسمی؛ الان چند دقیقه است رو پخش هستید ها ..

-          یعنی چی .. چرا خب نمی گین به آدم .. اِه .. الان یعنی .. وای خدای من ..

سلام .. سلام خوانندگان جان وبلاگ التپه .. صبح با طراوت بهاری شما به خیر و خوشی .. با مجله هفتگی التپه در خدمت شما هستیم ... این مجله سعی دارد تمامی واقعیت های موجود در روستا و زندگی مردم را به نحو کاملا زلال در اختیار شما بگذارد .. شما را دعوت به یک بیت شعر می کنیم ..

می نویسم غزلی ، روی گلبرگ گلی ، عطر آن می پیچد ، در حوالی کسی  ..

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاسم قاسمی در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:0 |

نگاه نگرانت را عشق است مادر، نگاه پر از بی تابی این روزهایت را، نگاه مهربانت، نگاه مانده در انتهای کوچه هایت .. نگاه دلواپس نیمه شبهایت، نگاه خسته از بار زندگی ات را عشق است مادر .. مانده ام چه بگویم برای آن همه نگاه و آن همه مهربانی .. دست های پینه بسته ات را عشق است، بوی زندگی بخش تنت، نفس هایت، گریه های آرام شبانه ات .. تن خمیده از بار زندگی ات را عشق است، بوسه نیمه شبت بر پیشانی تب دارم، صدای سرفه های کشدار این شب هایت را عشق است .. غصه هزار درد بی درمان زندگی این روزهایت را عشق است، فکر نان آن یک و این یک از جگر پاره هایت را عشق است مادر .. کلمات کم می آورد برای احساسم، مانده ام در هزار و یک حسرت از نام تو مادر ..

تبریک وِیژه برای همه مادران، چه آنها که در قید حیات هستند و چه آنان که اسیر خاک شده اند .. یاد کربلایی ربابه و مشهدی زهرا هم بخیر که در همین روزهای عزیز از میان ما رفته اند  .. تمام مادران روستا، تمام آنانی که این شب ها و این روزها نگران هزار و یک درد و غصه ما شده اند .. مادرانی که سالهاست که رخت سیاه بر تن دارند از داغ جوانشان، آنان که هر شب با دیده خیس به خواب می روند ..

بر مادارن عزیز این دنیای کوچک هم مبارک .. شبنم مهربان، یاسی عزیز و سوده بزرگوار که در تک تک کلمات آنان می شود عشق مادارنه را یافت و این کلمه را معنای دیگر برای کرده اند .. و زن، روز زن؛ روزی که تنها یک برگ است در این تقویم .. حرف هایم بماند در دل که مبادا دل کسی بلرزد ، بشکند .. تبریک بر تمامی زنان، همانانی که بقول عزیزی  غالب بازدید کنندگان وبلاگ هستند و من افتخار می کنم ..

خوانندگان جان، غم ترانه امروز را به بزرگواری خود ببخشید .. معنی این ترانه در ادامه مطلب که مانده ام در برخی کلمات و اگر توان آن دارید حقیر را در معنی درست آن یاری رسانید ..



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاسم قاسمی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:0 |

فاعتبروا یا اولی الابصار

با نهایت تاثر با خبر شدیم مرحومه مشهدی زهرا زارع همسر محمد حسین آزموده دار فانی را وداع گفتند .. مراسم خاکسپاری راس ساعت پنج بعدازظهر پنج شنبه مورخه ۲۱/۰۲/۱۳۹۱ از مقابل مسجد جامع التپه به سمت بهشت فاطمه سارو برگزار می شود ..

مصیبت وارده را به خاندان محترم آزموده تسلیت عرض می نماییم ..


+ نوشته شده توسط قاسم قاسمی در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 20:41 |

می گفت صحرا جایی است که دیده هایت تنها صفا می بینید و صمیمیت، می گفت دل های مردمان صحرا به بزرگی دریاست و به پهنای آسمان، می گفت سفره های آنجا چنان ساده است که می نشینی بدون هیچ تعارفی، مکثی .. می گفت دست های پینه بسته کشاورز مهربان ترین نوازش ها را دارد، نوای زنان صحرا دل نشین ترین صدای عالم است ..  می گفت زمین و هوا بوی اصالت نسل ها را می دهد، بوی سالها می دهد و من صدای مردی را در میان آن همه بی نهایت شنیدم که ناله کم آبی سالهای خشک را داشت ..

راست می گفت موسی، امروز من با همه وجود این صفا را حس کردم، هم سفره شان شدیم، نشستیم کنارشان با همان شلوارهای گلی و دست های پینه بسته .. کشاورز خدا قوت، کشاورز احسنت به غیرتت، احسنت به بزرگی روحت .. در دلم افتخار کردم به زنان و مردان روستای خویش، به بزرگی دل آنها که با همه مشکلات زندگی صفای روستایی خود را هنوز دارند ..

روزهای آماده سازی شالیزارهاست، روزی از همین روزهای بهشتی به اتفاق دوست جانمان عازم دشت های پایین دست و یا بقول ما التپه ای ها صحرا شدیم، برای یک من بی نظیر بود این روز .. سپاس از موسی صادقی عزیز که زیبایی امروز را به تصویر کشیده است  ..

مهمان سادگی دل های روستایی ما باشید ..

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاسم قاسمی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:0 |